151515151515 خبر های داغ از افغانستان و جهان

درباره

خبر های داغ از افغانستان و جهان


سلام و درود به همه دوستان گرامی؛
جنگ رسانه ها و جایگاه روز نامه نگاری در افغانستان
عصر کنونی را که عصر انقلاب ارتباطات مینامند چنین ادعای، جزء ادعای نامتجانس و طفلانۀ بیش نیست . چون انقلاب به موضوعی از دید اجتماعی اطلاق میگردد که : «يك تحول كيفي و بنيادي، يك چرخش عظيم و اساسي در حيات جامعه به میان آید که ادامه آنرا تحول مینامند» پس برای یکبارگی انقلاب و برای بار دوم در عین عرصۀ اجتماعی انقلاب نه بلکه تحول میتواند باشد . و تحولیکه امروز به میان آمده در ساحۀ رسانه ها همانا، جز تغییر شکل در روزنامه نگاری چیزی بیش بوده نمیتواند که در اثر آن جنگ رسانه ها به میان آمده است؛ از اینرو انقلاب جنبۀ کیفی دارد و تحول جنبۀ کمی .
امروز که جای یک خبرگزاری چند آژانس اطلاع رسانی، به جای یک روزنامه چندین روزنامه، عوض یک هفته نامه، یک مجله، یک ماهنامه، فصلنامه، سالنامه، به حد کافی هفته نامه، ماهنامه، فصلنامه، سالنامه و مجله در کشور فعالیت می کنند، هر رسانه ای باید برای خود یک علت وجودی تعریف کند تا پایدار بماند یعنی چیزیکه تا حال ما شاهد آن نیسیتم .اکنون عنصر رسانه در دنیا جایگاه ویژه ای یافته و هر چه می گذرد، نقش آن برجسته تر می شود و در گوشه و کنار شاهد آغاز جنگ رسانه ها در مناقشات بین المللی هستیم که باید آن را جدی گرفت.
فرهنگ رسانه ای، که امروز در افغانستان مروج است نظیر آنرا در منطقه و اکثر کشور های جهان نمی توان سراغ کرد . زیرا نشریات در افغانستان بدون فرهنگ اصلی آزادی بیان، وارد جو رسانه ای در خانوادۀ مطبوعات جهانی گردیده، که دارای موقف مشخصی رسانوی نمیباشد . رسانه های کشور هیچ گاهی به عنوان یک سند از سوی رسانه های خارج مرزی مورد پذیرش نیست، چون اعتقاد بر این است که موضوعات نادرست رسانه های افغانی بیشتر از آنچه است که واقعیت دارد . از اینرو نشریات داخلی تحت تأثیر مشخص رسانه های خارجی اند و بیشتر اوقات با استناد از رسانه های چون «بی بی سی، گاردین، اندپندن،CNN ، نیویارک تایمز ... » موضوعاتی خبری خود را تکمیل می نمایند که خود ضعف رسانوی را در عصر جنگ رسانه ها در کشور نمایان می سازد .
روزنامه نگاران و دست اندر کارانی مطبوعاتی یا درست سواد روزنامه نگاری ندارند و یا اینکه روزنامه نگاری را خارج از مرز های افغانستان فرا گرفته اند و آنانیکه در دانشگاه ها، مصروف آموزش و آموزگاری اند و یا قبلاً ژورنالیزم را از دانشگاه ها پاس کرده اند، از موضوعات و تغییراتی جدید آگاهی ندارند و حال به صورت اجباری و خواهی نخواهی به تدریس آنچه که آموخته اند؛ پرداخته و بعضی ها اعتقاد به اصلاحات هم ندارند و فقط میخواهند بگویند . که این خود بیانگری عقب مانی و فقر روزنامه نگاری را در کشور بیان میدارد . هرگاه چرخ بدین منوال در حرکت باشد، روز نامه نگاری نتنها نهادینه نمیگردد بلکه به عنوان یک قدرت خود، قدرت خود را نفی میکند .
از این لحاظ آنانیکه سواد روزنامه نگاری ندارند دست به نشر دشنام نامه ها میزنند و آنانیکه سواد روز نامه نگاری دارند درست از درک شرایط در افغانستان عاجز بوده و همیشه موضوعات را منتشر میکنند که در جامعه افغانی بدان خلاف فرهنگ اسلامی پنداشته میشود و نشر آن جرم محسوب میگردد .
رسانه های افغانستان می توانند با آسیب شناسی و مقایسه خود با رسانه های دنیا امکان نقش آفرینی فعال و حضور عالمانه و سنجیده در عرصه اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی ایفا کنند. در صورتیکه، آموزش نوین روز نامه نگاری، دموکراسی، آزادی و فرهنگ انتقاد از خود و انتقاد از دیگران، برای اشخاصیکه مایل به روزنامه نگاری و یا روزنامه نگار اند، تدریس گردد. تا زمینۀ تفاهم به میان آمده و فاصله ها کوتاه گردد .
ژورنالیستان امروز درافغانستان کوچکترین واقعه را با آوردن مقدمه تحدید بر انگیز به خاطر خرید اخبار شان چنان بزرگ جلوه میدهند که از اصل موضوع کنار میروند و واقعه را به جانب دیگری منتقل میکنند . اصلاً کارمندان رسانه ها امروز به خاطر بر ملا ساختن واقعیت ها فعالیت نمیکنند، بلکه به خاطر کمایی شهرت جهانی همه اصول و اساسات حرفه ای خود را به خاطر اینکه نام آنها سر زبانها باشند، کارمیکنند . تا تحدیدی از جانبی برایشان خلق گردد، چون از کشور بیزار اند، پناهندگی سیاسی در کشور های امریکایی و اروپایی در یافت کنند .
گذشته از آن این یک حقیقت انکار ناپزیر است که مخاصمۀ رسانویی از غرب تا شرق، از خاور دور گرفته تا خاور نزدیک و منطقه جریان دارد .در حقیقت رسانه ها امروز ابزاری تبلیغی برای کشور های تجارتی بوده و در افزایش بحران و درگیری ها در سراسر جهان نقش تعین کننده را ایفا کرده است . اگر باری از روز نامه نگاری پرسیده شود که به نفع چه کسانی فعالیت میکنند ؟ جواب کاملاً مشخص را ارایه خواهند کرد «ملت ها» ! این تعریف از آزادی روزنامه نگاری نه بلکه تحریف از آن است !
میشایل شوسو دفسکی نویسندۀ کتاب جنگ و جهانی شدن در قسمت سوم با نقل از سازمان سيا اصطلاح "ابزار اطلاعات" را چنين تعريف می كند كه برخلاف يك مامور مستقيم اطلاعات كه بايد در صورت لزوم تا حد فدا كردن خود برای منافع آمريكا پيش رود، يك "ابزار" اطلاعاتی كافيست كه در جهت منافع سياست خارجی ايالات متحده قرار داشته باشد. اين ابزارهای اطلاعاتی غالباً خود نمی دانند كه در حال انجام وظيفه ‌ای هستند كه سازمان سيا برعهده آنان گذاشته و به اجرای آن در صفحه شطرنج ژئوپوليتيك مامور كرده است.
اگر روزنامه نگاران کشوری به نفع سیا به تبلیغات نه پر دازد؛ به عنوان ناقضین آزادی بیان، عقیده و دموکراسی محکوم میگردند : مانند کشور های : چین، روسیه، ایران، ونزویلا، کوریا و... که در گزارش سالانۀ از سوی پنتاگون امریکا در صدر قرار دارند، امریکا تلاش میورزد تا با ابزاریکه در اختیار دارد افکار مردم این سرزمین ها را نیز تغییر دهد . ولی شرایط در این کشور ها چنان است که در آن خواست دولت ها در زیر نظر است نه خواست پنتاگون و نه سیا و نه کاخ سفید، انگلستان، آلمان و در کل ناتو !
اما در چنین شرایطی رسانه ها امروز در افغانستان به عنوان یک قدرت از سوی دولت پنداشته نمیشود و همیشه بدان به دست کم نگریسته شده، دولت یا توجه به رسانه ها ندارد و یا توجه دولت در این زمینه اندک است . در کشوری چون افغانستان که امروزه مردم آن با اشغال و به ظاهر دموکراسی پنجه نرم میکنند از رئیس جمهوری چون کرزی باید همینقدر توقع داشته باشند چرا که هویت افغانی آقای کرزی خود زیر سوال است . گذشته از آنچه که تذکر رفت؛ رسانه ها در افغانستان مملو از دشنام نامه ها است و خلاف موازین روزنامه نگاری فعالیت میکنند . هرگاه رسانه ای را از زیر نظر بگذرانیم، و یا بدان گوش فرا دهیم، مجموعۀ از انتقادات شدید الحنی است که روزنامه نگار برای بر آورده ساختن عقدۀ شخصی خود و یا خشونتی که نسبت به موضوع دارد گزارش، مقاله و... مینویسد .

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات



   نذیر ظفــــــر

وای وطن میسوزد

دیده بگشا  که سرا پای وطن میسوزد

قله و دشت و دمن های وطن میسوزد

عندلیبان هـــــــــــمه آوارهِ باغ دگران

همه در حســرت گلهای وطن میسوزد

اشک ما گل نکـــند آتش دیرینه خصم

هر کجــــا گوشهِ زیبای وطن میسوزد

زخــــــم جان شهدا آتش جانسوز شده

در لــــــحد هم به تمنای وطن میسوزد

مرد و زن جامهِ مشکین عزا پوشیده

در مصائب همه همرای وطن میسوزد

نالهِ هاتف وجــــــدان بدل ِ گوش شنو

می سراید به فغان: وای وطن میسوزد

برچسب‌ها:
نوشته شده در سه شنبه 13 / 5 / 1394 ساعت 3:13 PM توسط : ممتاز | دسته : | 23 بازدید
  • []

  • نخستین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های افغانستان از ۲۴ تا ۲۶ جولای (ژوئیه) امسال در یکی از سالن‌های تئاتر در لندن برای سه روز برگزار شد.

    هر چند در گذشته نیز جشنواره‌های مشابه در اروپا و آمریکا شمالی با هدف معرفی سینمای افغانستان و فیلم‌های افغانی برگزار شده است ولی در بریتانیا این نخستین بار بود که چنین جشنواره‌‌ای برگزار می‌شد.

    این جشنواره از سوی انجمن فرهنگی پیوند با هماهنگی موسسه فیلم‌سازی آمو راه‌اندازی شده بود.

    رحمان عالمی، که مسئولیت هماهنگی و برگزاری این جشنواره را به عهده داشت، آن را فرصت خوبی برای راهیابی فیلم‌های افغانی به بازار جهانی عنوان کرد.

    کیت دفی نیز که به نمایندگی از انجمن فرهنگی پیوند، برگزاری این جشنواره را سازماندهی می‌کرد گفت که تنظیم چنین برنامه‌ای عاری از چالش نبوده است. او می‌گوید: "امیدوارم در سال‌های آینده جشنواره‌های پرشکوه‌تری داشته باشیم و کارگردانانی (از افغانستان) که به دلیل نداشتن ویزا نتوانستند در این مراسم حضور یابند، در آینده فرصت اشتراک‌شان را فراهم کنیم."

    در این جشنواره حدود یک صد فیلم از کارگردانان افغان مقیم افغانستان و کشورهای دیگر وارد رقابت شدند.

    در مرحله نخست ۳۴ فیلم از این مجموعه انتخاب و طی سه روز به نمایش گذاشته شد. یکی از ویژگی‌های این جشنواره در مقایسه با جشنواره‌های مشابه، رده‌بندی فیلم‌ها بود که کمتر در چنین برنامه‌هایی در نظر گرفته می‌شود.

    به گونه نمونه فیلم‌هایی که توسط کارگردانان زن ساخته شده بود و یا هم بخش انیمیشن که سابقه‌ای نه چندان طولانی در سینمای افغانستان دارد.

    موضوع تعدادی دیگر از فیلم‌ها بر محور پناهندگی و مهاجرت می‌چرخید و حکایت‌گر دردهایی بود که بیشتر افغان‌ها در غربت آن را تجربه کرده‌اند.

    ابوذر امینی، فیلم‌ساز افغان و یکی از داوران این جشنواره باور دارد که سینماگران افغانستان هنوز در پله‌های نخست هنر فیلم‌سازی هستند. او می‌گوید: "فیلم‌سازان افغان پشت کار دارند و بااستعداد هستند ولی در کنار آن باید دانش سینمایی‌شان را نیز گسترش دهند."

    فیلم‌های برنده بر اساس رای دوران با درنظر گرفتن معیارها و شیوه‌های سینمایی انتخاب شدند.

    'کهن یادگار سرزمین آذر' از سمیع عطایی که سنت‎های رایج مردم هزاره را در دوره‌های مختلف تاریخ حکایت می‌کند، توانست جایزه بهترین فیلم مستند را کسب کند.

    در بخش فیلم‌های داستانی 'سعادت به سینما می‌رود' ساخته خادم حسین بهنام، بهترین شناخته شد. این فیلم روی زندگی دو کودک می‌چرخد که با استفاده از امکانات ابتدایی در یکی از روستاهای افغانستان دنبال تماشای تلویزیون هستند.

    بهترین فیلم از مجموعه کارگردانان زن به رویا سادات رقم خورد.

    فیلم 'تار و زخمه' زندگی یک دختر قالیباف را در روستایی ترکمن‌نشین روایت می‌کند. این فیلم محدویت‌های سنتی که بر زنان وضع شده و زندگی بدوی را به تصویر می کشد.

    در این جشنواره جلسه‌های نقد و پرسش و پاسخ در مورد فیلم‌های شرکت‌کننده نیز برگزار شد

    فیلم 'نسیمه' از صحرا کریمی، بهترین فیلم در بخش فیلم‌هایی با موضوع مهاجرت شناخته شد.

    این فلم داستان یک زن جوان است که دور از خانواده در یک کشور اروپایی تقاضای پناهندگی داده است و برخلاف همشهریانش نمی‌خواهد به کشور دیگری سفر کند.

    در بخش انیمیشن، فیلم 'بزک چینی' از عباس علی اول شد. فیلم‌های دیگری مانند 'آنسوی برقع' از صحرا موسوی، 'چه کسی گرگ می شود' از شهربانو سادات، 'دانه‌های گذشته' از عایشه جمال و انیمیشن 'گدا' از محمد غلامی نیز تقدیرنامه دریافت کردند.

    اگر کیفیت فیلم‌های این جشنواره را معیار قرار دهیم، شاید زمان بیشتری نیاز باشد تا سینمای افغانستان در ردیف سینما‌های جهان قامت برافرازد و تماشاگران را غافلگیر و شگفت‌زده کند.

    هرچند بیشتر فیلم‌هایی که به این جشنواره فرستاده شده بودند، فیلم‌های جدیدی نبودند اما در کشوری که اساسا سینما در آن در طول نابسامانی‌های سیاسی ریشه‌کن شده و تا هنوز مجتمع واحدی از سینماگران در آن وجود ندارد، فیلم‌سازان جوان توانسته‌اند با تلاش فردی و پراگنده با امکانات محدود و ابتدایی نام کشورشان را در محافل هنری جهان مطرح کنند.

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 13 / 5 / 1394 ساعت 3:12 PM توسط : ممتاز | دسته : | 28 بازدید
  • []

  •  

    مسوولیت مقالات، مطالب و نبشته های نشر شده در «دیدگاه ها» به دوش نویسنده گان آنها میباشد


    جمال عبدالناصر نورزاد

    تحولات یازده سپتمبر بعد از جنگ سرد و فروپاشی بلوک کمونیستی، نقطه عطفی در تاریخ افغانستان شد. حضور گسترده امریکا در افغانستان و زیر مجموعه های آن، بستر لازم هم امکانات و هم چالش ها را خلق نمود. رژیم طالبان فروپاشید و نظام مدل غربی برای حاکمیت دموکراسی و غرب گرایی جای وسیع برایش در این کشور باز کرد. نمونه های مختلفی از نظام های سیاسی در افغانستان تجرب  شده است. شرایط و جو های مناسب هم برای شکل گیری های نظام های دموکراتیک و مردم سالار از دست رفته است. بعد از توافقات بن، سیزده سال حکومت به رهبری حامد کرزی در ابهام و سر درگمی سپری شد و نوبت به سران "حکومت وحدت ملی" رسید. مشکلات درون نظامی؛ "حکومت وحدت ملی" و دودستگی در کار حکومتی چالش های را که از حکومت قبلی بر جای مانده دو چند ساخت. در این میان چالش ها وسیع و فراوان و فرصت ها اندک مورد توجه بوده اند. نا امنی و گسترش آن به جغرافیای جدید، فساد اداری، بیکاری، فقر، کشت و قاچاق مواد مخدر، مداخله همسایگان، یکرنگ نبودن شرکای منطقوی و بین المللی نظام افغانستان در امر کمک صادقانه برای بهبود وضعیت در این کشور، عدم شکل گیری یک نظم ملی و واحد بمنظور پدید آوری یک محوریت ملی، درک ناقص از مفهوم مخالفت مدنی زیر چتر اپوزیسون حکومت، همه از موارد بسیار مهم و عمده برای پویا شدن نظام سیاسی افغانستان محسوب می شوند.

    رییس جمهور قبلی که نفس حکومتش بر اساس مبارزه با تروریزم و خشونت زیر نام دین شکل گرفته بود؛ یکسره به دنبال صلح با شورشیان جنگ طلب "طالب" و شبکه های تروریستی خطرناک بر آمد. این روند سیزده سال ادامه داشت و ادامه ی آن تا حال به مشاهده میرسد. حکومت جدید به زعم اینکه راۀ پیموده شده درست و مسیر آن کاملا بر وفق مراد است، به پروسه صلح چشم امید بسته است. توجه بیش از حد به پاکستان و راندن دوستان نزدیک افغانستان، امتیاز دهی های بی حد و حصر برای راضی نگهداشتن کشور های منطقه و بخصوص آن هاییکه از تروریزم بعنوان ابزار کسب منافع استفاده میکنند، خیلی ها عطف توجه بوده است. اما حال که این کشور بعد از حضور گسترده غرب و امریکا چهارده سال دیگر خود را سپری کرده است؛ دستاورد آن چه بوده است؟

    امریکا و پیمان ناتو ادعا داشتند که برای ریشه کن کردن تروریزم و خشونت گرایی به افغانستان فرا کشیده اند! استقرار نظام دموکراتیک و نهادینه کردن ارزش های انسانی که غرب ادعای داوری آن را میکند از شعار های اصلی آن بوده است. سیزده سال جنگ و قربانی گرفتن بیش از یکصدو پنجاه هزار افغان در اثر این جنگ ها، جز نمایش یک پروسه ناکام و عاری از دستاورد چیز دیگری نبوده است. نبود امکانات و بستر لازم برای تعمیم دموکراسی، عدم تحصیل حقوق و آزادی معقول و مشروع در چوکات قانون، گسترش نا امنی و مبدل شدن آن به یک معضل بزرگ جامعه افغانی، از نگرانی های عمده مردم این کشور بوده است.

    حال که چهارده سال از این حضور میگذرد زمزمه های از تغییر در سناریو و تبدیل بازیگران در عرصه سیاستگزاری به گوش می رسد. حضور گسترده و پررنگ ایالات متحده امریکا در افغانستان در طول این چهارده سال باعث شده بود تا دیگر بازیگران قدرتمند منطقوی نظیر چین، روسیه، هند . . . در این کشور نقشی کمرنگ بازی کنند. حال که توافق هسته یی با ایران حاصل شده و بنابر موقعیت استراتیژیک این کشور به علت همسایگی با خلیج فارس و تنگه هرمز که نقش خیلی ها حیاتی در تجارت و اقتصاد جهانی دارد؛ امریکا بدیل افغانستان را در منطقه یافته است. شاید این بدیل تازه جایگزین پاکستان در منطقه شود. کماکان که ایران در زمان شاه؛ نقش ژاندارم منطقه را بازی میکرد و از متحدین کلیدی امریکا و اسرائیل در منطقه بود. حال بحث امتیاز دهی و امتیاز گیری میان قدرت ها مطرح است.  ظاهرا تفاهم شده است که امریکا و ناتو با صاحب شدن ایران، افغانستان را به پیمان شانگهای تحفه بدهند. تفاهم شده است؛ تا روسیه و چین نقش کلیدی در تحولات منطقه بخصوص افغانستان بازی کنند. این کار در نفس خود دو پیامد خواهد داشت:

    اول: روند تغییر جغرافیای جنگ که در یک سال گذشته به طور برق آسا به شمال افغانستان گسترش یافته متوقف شود و شورشیان تندرو و افراطیون جنگ طلب در مناطق ذکر شده به شدت سرکوب شوند. این کار زمان گیر است ولی امکان دارد. هردو کشور یاد شده ( چین و روسیه) از امنیت مرز های شان به شدت نگرانی دارند. تروریزم در یک دهه اخیر منحیث ابزار خوبی برای غرب در صدر امریکا قرار داشته و کشور های شمال افغانستان (چین، آسیای میانه و فدراسیون روسیه) را شدیدا تهدید کرده است. نداشتن نقش موثر و قابل توجه این کشور ها در افغانستان باعث شده تا همه برای حفظ امنیت مرز های شان زمینه سازی کنند تا ایران با پنج قدرت برتر جهان تفاهم کند و منطقه به اساس بازی توزیع منافع تقسیم گردد. روسیه و چین در صدر این تعامل با غرب و امریکا تفاهم کرده اند تا افغانستان را منحیث ساحه مسوولیت خود کمک کرده و در تحولات جاری این کشور نقش بیشتر بازی کنند. غرب موافقه کرده تا تمام ساز و برگ های نظامی اش را از این کشور بر چیده و منطقه مسوولیت جدید خویش (ایران) را خانه استمرار ظهور خود قرار دهد.

    دوم: حضور کشور های فوق الذکر برای ما از بسیاری جهت ها مهم است. روسیه کماکان در سیزده سال گذشته بار ها اظهار آماده گی کرده تا در صورت نیاز؛ افغانستان میتواند از لحاظ تجهیز و تمویل نیروهای امنیتی اش به این کشور حساب کند. روسیه برای حفظ منافع و امنیت مرزی خود، تن به این مسئله داده است. چین منحیث هم پیمان نزدیک روسیه و هم یکی از پنج عضو شورای امنیتی سازمان ملل متحد که در گذشته در بسیاری حالات جانب روسیه را گرفته، حاضر است در تسهیل پروسه صلح افغانستان نقش میانجی داشته باشد. چین بنا برروابط نزدیکش با پاکستان میتواند نقش خوبی را در این روند بازی کند. تطمیع پاکستان منحیث پناهگاه اصلی تروریزم در منطقه و در همسایگی افغانستان، بمثابه خون در رگ های صلح گمشده یی است که سالها دولت افغانستان و کشور های شمالی در تلاش آن هستند.

    پس نتیجه چه میشود؟

    اگر این توافق بر سر ایران شده باشد و همسایه های پرقدرت  شمالی افغانستان به این توافق به عوض واگذاری افغانستان روی خوش نشان داده باشند؛ روند جاری در افغانستان بزودترین فرصت تغییر خواهد کرد. تروریزم منحیث سخیف ترین پدیده در یکی دو دهه اخیر چنان به زخم ناسوری در منطقه و جهان مبدل شده است که صلح و امنیت منطقه و جهان را تهدید میکند. این پدیده در حال سیر گسترش خود را طی میکند که حتی بزرگترین و پرقدرت ترین کشور های جهان تهدید و هدف آن را می سازند. این در حالیست که ما باید هنر استفاده و بهره از فرصت ها را بیاموزیم. ما برای حفظ تعادل در بازی های سیاسی در عرصه تعاملات جهانی به اقناع همسایگان نیاز داریم. تقابل با یکی بخاطر دیگری سیاست ناکام و غیر قابل تحمل شده است. اگر در این معامله افغانستان شریک ساخته شود؛ امکان دارد تا کشور های دیگر همسایه و منطقه نظیر هند، پاکستان و ایران هم جز سیر تکمیل آن باشند. میدانیم که اگر یکی از قدرت های ذکر شده در این معادله شریک ساخته نشوند، مشکل به شکل فعلی اش در افغانستان ادامه خواهد داشت. این تجربه تکرار شده ای است که افغانستان را به لبه پرتگاه کشانیده است. نمیتوان بدون نظرداشت قدرت های همسایه افغانستان به غایلۀ فعلی در این کشور نقطه پایان گذاشت.

    در این میان نقش روسیه بعنوان کشوریکه در گذشته هم تجربه حضور در افغانستان را داشته خیلی ها مهم است. روسیه به مراتب صادق تر از امریکا در منطقه نقش بازی خواهد کرد. نقش روسیه در آینده آسیا بسیار پررنگ خواهد بود. روسیه در تفاهم با پیمان شانگهای و کشورهاییکه از ناحیه ظهور و گسترش تفکرات تروریستی در منطقه و بخصوص درافغانستان نگرانی دارند؛ میتواند نقش اکتیف و فعال را در عرصه تعاملات آینده در این منطقه بازی کند. گسترش و ظهور داعش بمثابه زنگ خطر است برای کشور هاییکه که از لحاظ منافع در تضاد با غرب و در صدر با امریکا قرار دارند. نمیتوان با مشکل تروریزم فعلی سطحی برخورد کرد. این پدیده بعنوان داغترین معضله کنونی در قرن بیست ویک و سخیف ترین دجال ضد بشری است که آینده بشریت را شدیدا تهدید میکند. تروریزم فعلی که آینده جهانی و منطقوی را با خطرات جدی مواجه ساخته است در تلاش است تا با برچسپ دینی تمدن بشری را تهدید کند در حالیکه دین مقدس اسلام خود نمونه و مظهر تمدن بوده  و افراط گرایی را مردود می شمارد. ارزیابی های جهانی از گسترش اندیشه های افراطی مبنی بر اینست که این گروه در درازمدت به مشکل جدی بین المللی مبدل خواهد شد. اروپا، امریکا و سائر کشور های جهان که از امنیت جهانی برخوردار اند، با این مشکل بر خورد خواهند کرد. ساز و کار مبارزه با تروریسم هم خاموش است. گروه های مختلف با اندیشه های متنوع زیر نام داعش گرد آمده و جهان را به یک مبارزه درازمدت دیگر فرا می خواند. ائتلاف های جهانی هم برای تعقیب و تماشای کارنامه های خشن این گروه ها، نقش نظاره گر را بازی میکنند. منابع کافی اطلاعاتی هم جهت آوردن استدلال و ثابت ساختن علت های نفوذ و گسترش این گروه در دسترس قرار دارد. به اساس این تحلیل ها که از جانب کشور های رقیب امریکا و انگلیس مثل روسیه، چین، هند، ایران و امریکای لاتین منتشر شده، نشان از حمایت قوی غرب در خصوص تمویل و تجهیز این گروه ها در قلمرو تحت کنترول امریکا و شرکایش دارد.

    بنا نقش تحویل دهی بازی و مسوولیت های منطقه یی به روسیه و چین در آینده افغانستان خیلی ها متفاوت تر از گذشته خواهد بود تا اینکه این کشور ها الزاما خواستار ایفای نقش بیشتر در امر مبارزه بر ضد تروریزم و افراط گرایی هستند. هراس از سرایت اندیشه های افراطی به درون دو کشور یاد شده؛ گاه شمار زمان و سرعت تشدید حملات و گسترش افراط گرایی را به سوی این دو کشور نوید میدهد.

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 13 / 5 / 1394 ساعت 3:11 PM توسط : ممتاز | دسته : | 24 بازدید
  • []

  •               ا . م . شیری

     متن دکترین نظامی جدید آمریکا انتشار یافت. این سند به همراه اسناد دیگری مانند راهکار سیبرنتیکی و استراتژی امنیت ملی آن، تمام جهان را در بر می گیرد. از جمله، حفظ وضعیت موجود در ساختار اقتصادی جهان و گسترش «ارزشهای جهانشمول» کذایی نیز جزو منافع ایالات متحده آمریکا در عرصه امنیت ملی بحساب آمده است.

    ژنرال مارتین دمپسی، رئیس کمیته مشترک نیروهای مسلح آمریکا اظهار داشت، که از زمان اعلام استراتژی قبلی در سال ۲٠۱۱، تنشهای جهانی بطور قابل ملاحظه ای گسترش یافته»، و «برتری نظامی» آمریکا به صفر رسیده است. به همین سبب هم ضرورت تدوین سند جدید مطرح شد. ژنرال دمپسی مخاطره برخورد نظامی با دیگر کشورهای بزرگ در زمانهای نزدیک برای آمریکا را در حد «پائین، اما، فزاینده» توصیف کرد.

    در این رابطه ژنرالهای آمریکائی اساسا روسیه را مد نظر دارند. ژنرال آدریان بریائو در کنفرانس اول ژویه ناتو در لندن اظهار عقیده کرد، که حضور دریائی بین المللی روسیه در حد قابل ملاحظه ای گسترش یافته و پس از شروع بحران اوکراین در اوایل سال ۲٠۱۴، تحرک ناوگان دریائی روسیه در دریاهای بالتیک، آتلانتیک، مدیترانه و سیاه را می توان بمثابه اعتماد بخود و خشن توصیف کرد.

    دکترین نظامی جدید آمریکا، بلحاظ حجم، کوچک و در مجموع ۱۷ صفحه را تشکیل می دهد. جالب توجه است، که این راهکار همانطور که در مقدمه آن آمده، جوانان را مورد خطاب قرار داده است.

    در متن دکترین به دو خطر ناشی از کشورهای هدف اشاره شده است. روسیه، چین، ایران و جمهوری دمکراتیک خلق کره بمثابه منشاء خطر تعریف شده و این کشورها را «تجدید نظر طلب» خوانده است (این اصطلاح مفهوم نیست، اما، بنظر می رسد این معنی را القاء می کند، که هر یک از کشورهای نامبرده به سلیقه خود «خواستار» ایجاد چنان نظم جهانی هستند که در آن نقش هژمونی جهانی آمریکا نفی می شود).

    روسیه سند منتشره جدید آمریکا را بمثابه «سند رژیمی توصیف کرد که به استقلال کشورهای همسایه خود احترام قائل نبوده و آماده است برعلیه آنها بقدرت نظامی متوسل شود». همچنین، در سند گفته می شود، که «اقدام نظامی روسیه امنیت منطقه ای را بکمک واسطه ها (نیابیتی ها) بخطر می اندازد». در عین حال، تدوین کنندگان آمریکائی سند، روسیه را به زیر پا گذاشتن توافقنامه سال ۱۹۷۵ هلسینیکی متهم کردند(!؟).

    جالب توجه است که راهکار جدید آمریکا تهدید از سوی چین را نا مشخص تر توصیف می کند. گمان می رود تدوین کنندگان این سند از کاربرد گفتمان پرخاشگرانه صریح در رابطه با پکن پرهیز می کنند. در عین حال، دریای جنوبی چین یادآوری می شود که چینی ها در جزایر آن زیرساختهای نظامی ایجاد می نمایند.

    نوع دوم خطر مورد نظر استراتژی جدید آمریکا از منابع غیردولتی ناشی می شود. در اینجا در درجه اول گروهبندی «دولت اسلامی» بچشم می خورد. شایسته توجه این است که در متن سند، بطور کلی نامی از «القاعده» برده نشده است. در متن سند برنامه ای و سیاست خارجی آمریکا، فعلا «دولت اسلامی» جای «القاعده» را گرفته است.

    تنظیم کنندگان سند اصرار دارند، که دو نوع خطر می تواند ادغام شده و عقیم بماند، و روزنامه میلیتاری تایمز،  داعش و شورشیان تحت حمایت روسیه در شرق اوکراین را نوع سنتی آنها می نامد. بدین ترتیب، روسیه در سند جدید آمریکا بمثابه دو خطر- هم کشور دشمن و هم بعنوان یک قدرت درگیر در جنگ بی سرانجام توصیف می شود.

    دکترین نظامی تازه آمریکا تأکید می کند: «با اینکه ایالات متحده به کار با اطلاع رسانی به دیگران عادت دارد، اما اگر شرایط ایجاب کند، برای اقدام یک تنه نیز آماده است». در سند خاطرنشان می شود، که برای جنگ با دشمنان قوی، بسیج همگانی و حمایت گسترده از تمامی امکانات جنگی طیف های مختلف نظامی ضرورت دارد و برای انجام این امر آمریکا باید بوسطه نیروهای امنیت داخلی و ذخیره اقدام کند.

    دکترین نظامی جدید آمریکا بموازات اجرای وظایف تبلیغاتی، تأکید می کند، که ایالات متحده برای مبارزه با تروریسم، نه برای امر دیگر، پایگاههای نظامی خود را با سمتگیری بسوی یک مرکز فرماندهی یکپارچه قادر به انجام «عملیات فرامنطقه ای»، در سراسر جهان مستقر می سازد.

    روزنامه آمریکائی «دیفنس وان» ضمن تشریح استراتژی نظامی جدید آمریکا، مفهوم کاملا دقیق آن را در مقاله تحت عنوان «آخرین دستور دمپسی برای پنتاگون: برای جنگ طولانی آماده شوید»، تشریح نموده است (Dempsey’s Final Instruction to the Pentagon: Prepare for a Long War).

    دکترین نظامی جدید آمریکا در مجموع هیچ نکته تازه ای در بر ندارد. این سند، افکار عمومی نیروهای مسلح و جامعه آمریکا را بسمت حفظ موقعیت غالب آمریکا بعنوان تنها «ابرقدرت جهانی» هدایت می کند. موضوع جدید در این سند، فقط عبارت از تقویت نگرانی رو به رشد در این باره است که آمریکائیها توانائی ایفای چنین نقشی را در جهان امروز دارند.

    ***

    نوشته لئونید ساوین (Leonid Savin)

    ترجمه ا. م. شیری

    منبع:

    در نشانی زیر نیز در دسترس است:

    https://eb1384.wordpress.com/2015/07/09/

    تاریخ ترجمه: ۱۸ تیر- سرطان ۱۳۹۴

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 13 / 5 / 1394 ساعت 3:10 PM توسط : ممتاز | دسته : | 25 بازدید
  • []


  • پیشروی های یگان های مدافع خلق در سوریه زنگ خطر برای دولت ترکیه است

    ترکیه با بمباران مواضع گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) و همچنین با دادن مجوز به جنگنده های آمریکایی برای اینکه از خاک این کشور به حملات خود علیه این گروه ادامه دهند، جبهه جدیدی را در جنگ علیه داعش باز کرده است.

    اما این تنها اقدام نظامی ترکیه در روزهای اخیر نبوده است. این کشور در روزهای اخیر مواضع یک گروه کرد را هم که در جنگ علیه داعش در سوریه و عراق پیشتاز بوده، بمباران کرده است.

    دولت ترکیه می گوید که مداخله اش در این درگیری‌ها مهم است.

    اما گروهی از منتقدان، استراتژی ترکیه را کوته بینانه دانسته اند و معتقدند که احتمالا نتیجه معکوس خواهد داشت.

    چگونه ترکیه به اینجا رسید

    ظاهرا داستانی که به مداخله نظامی ترکیه منجر شد به اندازه کافی روشن است.

    حمله انتحاری در یک مرکز فرهنگی در شهر سوروچ به کشته شدن دست کم ۳۲ نفر منجر شد

    ماجرا از ۲۰ ژوئیه و در پی حمله‌ای انتحاری در شهر سوروچ شروع شد. سوروچ شهری عمدتا کردنشین در جنوب شرق ترکیه و در نزدیکی مرز سوریه واقع است.

    این حمله انتحاری که در یک مرکز فرهنگی در این شهر اتفاق افتاد به کشته شدن دست کم ۳۲ نفر منجر شد.

    ظاهرا این حمله به دستور گروه موسوم به دولت اسلامی ( داعش) صورت گرفته بود.

    اما معترضان کرد، دولت ترکیه را به تبانی با داعش متهم کردند. ادعایی که از سوی ترکیه تکذیب می شود.

    دو روز بعد از این ماجرا، نیروهای حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک)، دو مأمور پلیس ترکیه را به اتهام همکاری در بمبگذاری در شهر سوروچ کشتند.

    در همین حال درگیری پیکارجویان داعش با نیروهای ترکیه در امتداد مرز سوریه به کشته شدن یک سرباز ترکیه منجر شد.

    ترکیه در (۲۴ ژوئیه) در پاسخ به این تحرکات، در عملیاتی گسترده صدها نفر را به ظن طرفداری از داعش و پ‌ک‌ک بازداشت و همزمان جنگنده های این کشور مواضع این گروهها را در سوریه و عراق بمباران کرد.

    ترکیه همچنین از دستیابی به توافقی خبر داد که براساس آن به نیروهای آمریکا اجازه استفاده از پایگاه هوایی اینجرلیک در جنوب کشور داده می شود. اقدامی که باعث تسریع در حملات هوایی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا علیه مواضع داعش خواهد شد.

    پس از آن ظاهرا در عملیاتی تلافی جویانه از سوی پ‌ک‌ک، دو سرباز ترکیه کشته شدند.

    دولت ترکیه می گوید که حاضر است با تمام دشمنانی که منافع ملی کشورش را به خطر می اندازند، بجنگد. اما بسیاری از ناظران معقتدند که ترکیه بیشتر علاقمند به جنگیدن علیه یک دشمن است.

    در پی جنگ در سوریه گروه کثیری از پناهجویان با عبور از مرز وارد ترکیه شده اند

    کرم اکتم، استاد مرکز مطالعات جنوب شرق اروپا در دانشگاه گراتس در اتریش می گوید: "سیاست ترکیه عبارت از این است که وانمود کند علیه داعش می جنگد، در حالی که در واقع هدف دیگری را دنبال می کند و آنهم عبارت است از نابودی پ‌ک‌ک."

    ترکیه تا کنون چه کاری کرده است؟

    ترکیه پ ک ک را گروهی تروریستی می داند

    برای دانستن اساس مداخله ترکیه، کافی است به تاریخ پر آشوب این کشور با کردها نگاهی بیندازیم.

    کردها اقلیتی قابل ملاحظه در ترکیه و همچنین در کشورهای همسایه سوریه، عراق و ایران هستند.

    در هر یک از این کشورها، کردها فعالیت هایی علیه دولت ها داشته اند. گاه این فعالیت ها برای کسب حقوق بیشتر و گاه برای کسب استقلال بوده است.

    تاریخ درگیری مسلحانه بین دولت ترکیه و نیروهای پ‌ک‌ک به سالهای دور برمی گردد، اما در سال ۲۰۱۳ میلادی طرفین با برقراری آتش بس موافقت کردند.

    اما این آتش بس تحت تاثیر جنگ داخلی در سوریه قرار گرفت.

    این جنگ یگان های مدافع خلق، نیروی نظامی کردهای سوریه که روابط نزدیکی با پ‌ک‌ک دارند را تقویت کرده است.

    ترکیه همانند متحدانش در میان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، خواستار سرنگونی رژیم بشاراسد در سوریه است. این کشور متهم شده که از بسیاری از گروههای شورشی مخالف دولت سوریه حمایت می کند، اما این حمایت یگان های مدافع خلق را شامل نمی شود.

    ترکیه تدابیر امنیتی را در امتداد مرز با سوریه تشدید کرده است

    ترکیه با نگرانی، ناظر پیشروی یگان های مدافع خلق در امتداد مرز جنوبی خود است.

    گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) تقریبا نواحی تحت کنترل یگان های مدافع خلق در سوریه را در محاصره دارد. ترکیه اتهامات وارده از سوی کردها را مبنی بر این که این کشور از داعش برای کاستن از نفوذ کردها استفاده می کند، رد کرده است.

    اما ترکیه مسیری است برای عبور خارجیانی که قصد دارند به اسلامگرایان در سوریه بپیوندند.

    براساس ادعاهای مطرح شده، تسلیحات و کمک های مالی هم از همین طریق به دست گروه های اسلامگرا در سوریه می رسد.

    ترکیه پیش از این به شرکت در عملیات نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا علیه داعش تمایلی نداشت.

    در مقابل از پ‌ک‌ک و داعش به عنوان گروه های تروریستی نام برده است.

    ترکیه همچنین به تازگی خواستار ایجاد منطقه حائلی در داخل سوریه و در امتداد مرز خود شده که در اختیار هیچ گروهی نباشد.

    این درحالی است که یگان های مدافع خلق در جنگ علیه داعش در سوریه پیشتاز هستند.

    این گروه با پشتیبانی حملات هوایی آمریکا، از شهر مرزی کوبانی علیه داعش در سال گذشته محافظت کرد و در سال جدید میلادی پیکارجویان را از بیشتر شهرهای سوریه که همجوار با ترکیه است، به عقب راندند. به این ترتیب یگان های مدافع خلق توانستند بر مناطق تحت کنترل خودبیافزایند که این مسئله خشم بیشتر دولت ترکیه را بدنبال داشته است.

    چه چیزی برای ترکیه تغییر کرده است؟

    واشنگتن پست در گزارشی از دستیابی به توافقی بین آمریکا و ترکیه در مورد ایجاد منطقه ای حائل خبر داد.

    بسیاری از تحلیل گران معتقدند که جلوگیری از پیشروی یگان های مدافع خلق در سوریه، ترکیه را وادار کرده تا دست به عملیات نظامی بزند.

    بر اساس این تئوری، دولت آنکارا دریافته که نحوه برخوردش با داعش سازنده نبوده است. ترکیه با غیرفعال نشان دادن خود، ناخواسته به یگان های مدافع خلق فرصت داد که تحت حمایت حملات هوایی آمریکا به موفقیت هایی برسند.

    گزارش شده که طرح ایجاد منطقه ای حائل، به ترکیه در جنگ نقشی کلیدی می دهد.

    پ ک ک پایگاههایی در مناطق شمالی عراق دارد

    جزییات ایجاد این منطقه هنوز مشخص نشده است، اما گفته می شود که این طرح از طریق حملات هوایی آمریکا به خروج نیروهای داعش از شمال سوریه کمک خواهد کرد.

    آرون اشتین، کارشناس مسائل ترکیه در یک موسسه پژوهشی در لندن می گوید: "ترکیه و آمریکا از زمان آغاز درگیری ها موضعی مخالف هم نداشته اند. آمریکا، پ‌ک‌ک را هرگز به ترکیه ترجیح نمی دهد."

    مداخله نظامی ترکیه، به جز تحولات در سوریه، دلایل دیگری هم داشت.

    سینان اولگن، کارشناس سیاست خارجی ترکیه در موسسه کارنگی اروپا می گوید: "آنکارا دیدگاههایش را نسبت به داعش به عنوان دشمنی سودمند تغییر داده است".

    به گفته آقای اولگن، سیاست ترکیه در قبال داعش این کشور را در معرض انتقادات متحدانش در ناتو قرار داد. در همین حال حمله انتحاری در شهر سوروچ افکار عمومی را برای سرکوب داعش تهییج کرد و خطرات بردباری درقبال این گروه را برجسته کرد.

    ملاحظات سیاسی داخلی در ترکیه هم احتمالا در این مورد نقش داشته است.

    در حالی که حزب حاکم عدالت و توسعه با از دست دادن اکثریت کرسی ها در انتخابات اخیر، مجبور است که به دنبال تشکیل دولتی ائتلافی باشد. همزمان حزب دموکراتیک خلق ها که از حمایت کردها برخوردار است، با دادن وعده های فرا قومیتی توانست کرسی هایی را از حزب عدالت و توسعه بگیرد.

    کرم اکتم، استاد مرکز مطالعات جنوب شرق اروپا در دانشگاه گراتس در اتریش می گوید که حزب عدالت و توسعه در پی برگزاری انتخابات زودرس است به این امید که بتواند نتایج بهتری به دست آورد و دولت را به تنهایی تشکیل دهد.

    به گفته این استاد دانشگاه، جنگ با پ‌ک‌ک بخشی از سیاست تضعیف حزب دموکراتیک خلق ها است تا از این طریق به نفوذ این حزب مخالف که از پشتیبانی کردها برخوردار است، پایان دهد.

    چه اتفاقی برای کردها می افتد؟

    حمله انتحاری در شهر سوروچ یکی از مرگبارترنی حملات در تاریخ اخیر ترکیه است

    مشخص نیست برای مناطقی که اخیرا از سوی یگان های مدافع خلق، نیروی نظامی کردهای سوریه، تصرف شد، چه اتفاقی خواهد افتاد.

    اما اگر منطقه حائل ایجاد شود، احتمالا این نیروها از بخشهایی از این مناطق خارج می شوند.

    آرون اشتین معتقد است که از کردها در بخش هایی از این مناطق که اکثر ساکنانش کرد نیستند، استقبال نمی شود.

    آقای اشتین وضعیت یگان های مدافع خلق را با پیشمرگه های کرد عراق که با داعش می جنگند، مقایسه کرده و می گوید که این گروه هم مجبور شد از مناطقی در عراق که کردها در آن اکثریت ندارند خارج شود.

    ترکیه احتمالا در تلاش است تا بین یگان های مدافع خلق و پ‌ک‌ک با اتخاذ سیاست نرمتری نسبت به کردهای سوریه اختلاف بیندازد.

    سینان اولگن، کارشناس سیاست خارجی ترکیه در موسسه کارنگی اروپا می گوید: "ترکیه با توجه به نقش یگان های مدافع خلق در مقابله با داعش، بین این گروه و پ‌ک‌ک تفاوت قائل است."

    آقای اولگن می افزاید: "حملات هوایی ترکیه صرفا مواضع پ‌ک‌ک را در مناطق کوهستانی شمال عراق هدف قرار می دهد."

    بهر حال هیچ تضمینی برای موفق بودن چنین تاکتیکی وجود ندارد.

    اشتباهات احتمالی دیگر چه چیزی خواهد بود؟

    ترکیه بتازگی در عملیات گسترده صدها نفر را به ظن هواداری از داعش و پ ک ک دستگیر کرد

    معمولا نقشه ها آنطور که طراحی می شوند، پیش نمی روند. هنوز معلوم نیست واکنش داعش یا دولت سوریه به افزایش حملات هوایی آمریکا چه خواهد بود، یا گروههای شورشی که قرار است در منطقه حائل مستقر شوند آیا مطابق میل آمریکا و ترکیه رفتار خواهند کرد یا نه؟

    بخش عمده ای از این گروهها را اسلامگرایان افراطی از جمله جبهه نصرت وابسته به القاعده تشکیل می دهد. گروهی که از نظر آمریکا چندان "میانه رو" نیست که از پشتیبانی هوایی نیروهای ائتلاف برخوردار باشد.

    به هر حال اگر ترکیه در مورد کردها و حمایت داخلی از داعش برآورد اشتباهی داشته باشد، این کشور با آشوب های دوگانه روبرو خواهد شد.

    در حال حاضر نیروهای ترکیه و کردها که هر دو علیه داعش می جنگند، با یکدیگر هم درگیر شده اند.

    نتیجه این مقابله چند جانبه مشخص نیست، اما این اقدام ترکیه بار دیگر بر این مسئله تاکید می کند که آمریکا بدون در نظر گرفتن اهداف متناقض هم پیمانان منطقه‌ای اش نمی تواند در جنگ با اسلامگرایان افراطی پیروز شود.

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 13 / 5 / 1394 ساعت 3:07 PM توسط : ممتاز | دسته : | 37 بازدید
  • []

  • تحولات چند روز گذشته درپی اعلام خبر مرگ ملا محمد عمر و صحبت ها برسر جانشین وی و خبرهای ضدونقیض در مورد درگذشت جلال‌الدین حقانی، رهبر بیمار شبکه حقانی، نام برخی از شخصیت‌های طالبان و همچنین گروه‌های مختلف وابسته به آنان را بر سر زبان‌ها آورده که بر پیچیدگی‌های این تحولات افزوده است و آن را وارد مراحل تازه‌ای می‌کند.

    گروه‌های ستیزه‌جو در منطقه افغانستان و پاکستان را می‌توان در کلیت به چهار دسته اصلی تقسیم کرد که البته هریک از دسته‌های بزرگ، دارای زیرگروه‌های کوچک‌تری هستند. البته بین این گروه‌ها نزدیکی‌هایی وجود دارد، بویژه برای دستیابی به اهداف مشترک. اما آنچه اخیرا برجسته شده، مخالفت‌های این گروه‌ها با یکدیگر است.

    روابط این گروه‌ها با یکدیگر بسیار پیچیده است و در موارد زیادی به دلیل کمبود اطلاعاتی، شناسایی کامل آنها و رابطه فیمابین‌شان با مشکلاتی روبرو است.

    آیا ملا اختر منصور که ظاهرا نمایندگان وی در مذاکرات موری پاکستان شرکت داشته‌اند با مذاکرات موافق است یا اظهارات وی پس از انتخابش به عنوان رهبری مبنی بر "ادامه جهاد" تلاشی از سوی وی برای کنترل اوضاع و مخالفانش است؟

    این گروه‌ها را به طور عمده به چهار دسته اصلی می‌توان تقسیم کرد: ۱- شبکه القاعده، ۲- طالبان (پاکستان)، ۳- طالبان (افغانستان)، ۴- گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش).

    البته در این چارچوب گروه‌های کوچک‌تر ستیزه‌جوی دیگری در پاکستان و افغانستان فعال هستند که یا تحت‌الشعاع این گروه‌های بزرگتر قرار می‌گیرند و یا اهدافی بسیاری محلی و یا مذهبی و یا ناسیونالیستی دارند.

    اما در بین این ۴ دسته کلی، حضور داعش در منطقه تازه است و اگرچه نگرانی‌هایی درخصوص فعالیت آنها از سوی مقامات رسمی اعلام شده است اما هنوز به عنوان تهدیدی جدی تلقی نشده‌اند.

    در موارد مختلفی گزارش‌هایی منتشر شده است که برخی از این گروه‌ها با طالبان افغانستان و ملا محمد عمر رهبر سابق طالبان بیعت کرده بودند. البته هیچگاه گزارشی مبنی بر بیعت و یا نزدیکی داعش با طالبان منتشر نشده است و در واقع گزارشهای منطقه‌ای بیشتر بر اختلاف این دو بوده است.

    طالبان پاکستان که کمی بیش از ۱۰ سال پیش وارد صحنه منازعات در منطقه شد با کشته شدن رهبر آنهاحکیم‌الله محسود در دو سال پیش با مشکل خلاء قدرت و انسجام تشکیلاتی روبرو شد.

    تعدادی از فرماندهان این گروه با ملا فضل‌الله مشهور به ملا رادیو به عنوان رهبرشان مخالفت کرده و خود گروه تازه‌ای را بنا نهادند (جماعت الاحرار). عده‌ای نیز از این گروه خارج شدند و عده‌ای هم با داعش اعلام همبستگی کردند.

    القاعده نیز با کشته شدن اسامه بن لادن در سال ۲۰۱۱ میلادی در منطقه از نفوذش کاسته شده است و به گفته منتقدان، ایمن الظواهری جانشین بن لادن نتوانسته است انسجام و رهبری این گروه را بر سایر گروه‌ها دستکم آنگونه که در زمان فعالیت بن لادن وجود داشت، اعمال کند.

    طالبان افغانستان؛ موقعیت کنونی

    تحولات مربوط به مذاکرات بین دولت افغانستان و طالبان بویژه در ماه‌های اخیر، نام این دسته از ستیزه‌جویان را اکنون بیشتر در خبرها قرار داده است. اعلام خبر مرگ ملا محمد عمر، رهبر این گروه و جانشین وی نیز منجر به تحولاتی تازه و گزارش‌هایی مبنی بر ایجاد اختلافاتی در این گروه شده است.

    با حمله ارتش آمریکا به افغانستان و تحولات مربوط به آن، طالبان افغانستان، بویژه پس از سال ۲۰۰۲ میلادی و تشکیل دولت تازه در افغانستان و فرار رهبران این گروه بویژه به پاکستان، دیگر هیچگاه از انسجام سابق تشکیلاتی خود برخوردار نبود.

    پس از این تحولات، این گروه دستکم دارای دو شورای رهبری بوده است: شورای موسوم به کویته و شورای پیشاور و دراین میان شاید بتوان گفت که نام شورای کویته بیشتر مطرح بوده است.

    این شوراها که در موارد مختلف نمایندگانی از گروه‌های مختلف ستیزه‌جوی منطقه‌ای در آنها حضور داشته‌اند، سیاست‌های کلی عملیاتی و در بسیاری از موارد فعالیت‌های مشترک را تدوین می‌کرده‌اند.

    این سوال اساسی در اذهان مطرح است که اعلام خبر مرگ ملا عمر در این شرایط از سوی چه فرد یا افرادی و با چه انگیزه‌هایی منتشر شده است؛ چرا که نتیجه ملموس و آنی این خبر دستکم تعویق مذاکرات و گزارشهایی از اختلافات درونی در طالبان است که بالقوه نمی‌تواند مثبت تلقی شود

    اعلام و تایید خبر مرگ ملا محمد عمر، رهبر طالبان و بحث جانشینی وی، نام ملا محمد اختر منصور را که سال‌ها از وی به عنوان یکی از اعضای شورای کویته، از نزدیکان ملا محمد عمر و معاون ملا عمر نام برده می‌شد، مطرح کرد.

    سراج‌الدین حقانی، فرزند جلال‌الدین حقانی، رهبر عملیاتی گروه موسوم به شبکه حقانی و هیبت‌الله آخوندزاده، قاضی‌القضات طالبان نیز به عنوان معاونان او معرفی شدند.

    مخالفت‌ها

    اما ظاهرا علیرغم اعلام برخی از اعضای طالبان مبنی بر این انتخاب و بیعت با رهبر تازه و معاونانش، تعدادی از رهبران و فرماندهان این گروه نیز گفته شده‌ که با این قضیه مخالفت کرده‌اند.

    به گفته ملا منان نیازی، از فرماندهان ارشد طالبان در گفت‌وگویی با بی‌بی‌سی، محمد رزاق آخوند، محمد عبدالجلیل آخوند، محمد ظریف آخوند، محمد رسول آخوند، ملا بازمحمد آخوند، مولوی مسلم حقانی از مخالفان ملا منصور هستند.

    در همین رابطه به نقل از برخی گزارش‌ها ملا عبدالمنان، برادر ملا محمد عمر و همچنین ملا یعقوب، پسر ارشد ملا محمد عمر نیز با ملا منصور بیعت نکرده‌اند.

    در یک نوار صوتی منسوب به ملا عبدالمنان وی می‌گوید که ملا عمر همیشه به اتفاق و اتحاد تاکید داشت و برای انتخاب جانشین او باید به نظر آن عده از علما، مجاهدین و اشخاصی که در اساس‌گذاری "امارت اسلامی" نقش اساسی داشتند، احترام گذاشته شود.

    وی ادامه می‌دهد که خانواده ملا عمر با کسی بیعت نکرده و در صورت ادامه اختلافات آماده بیعت کردن با کسی نیست و از علما خواسته شده که به جای بیعت کردن با فردی، به فکر حل اختلافات باشند.

    در این میان البته ذبیح‌الله مجاهد که معمولا به عنوان سخنگوی طالبان از وی نام برده می‌شود، وجود دودستگی در این گروه را تکذیب کرده است.

    در همین رابطه نیز ملا عبدالقهار بلخی در صفحات توئیتر خود با کنایه از ملا منان نیازی و اظهاراتش یاد کرده است.

    در عین حال عمر خطاب و ملا منصور دادالله، از فرماندهان پیشن طالبان که چند سال پیش گروه موسوم به محاذ فدایی را تشکیل دادند ظاهرا از دیگر مخالفان تلقی می‌شوند.

    برخی از گزارش‌ها به نقل از منابع افغان حاکیست که در واقع اعضای این گروه مدتی پیش ملا اختر (رهبر تازه طالبان) را متهم به کشتن ملا محمد عمر کرده بودند.

    در همین رابطه اخیرا در اعلامیه‌ای این گروه ادعا کرده ملا محمد عمر، رهبر سابق طالبان، به مرگ طبیعی نمرده بلکه توسط اعضای ارشد رهبری گروه طالبان به واسطه زهر کشته شده است.

    قاری حمزه که خود را سخنگوی این گروه می‌خواند با انتشار اعلامیه‌ای گفته است که ملا اختر محمد منصور رهبر کنونی طالبان، به پیام‌رسان ملا عمر "داروی زهرآگینی" داده و او به دلیل استفاده مکرر از این دارو از دنیا رفته است.

    اگرچه برخی از ناظران منطقه‌ای معتقدند که این اظهارات را می‌توان به تلاش این گروه برای جلب توجه و البته تاثیر بر روند انتخاب رهبری تازه و همچنین ادامه احتمالی مذاکرات با دولت افغانستان تلقی کرد.

    گزاش‌هایی نیز در دست است که طیب آغا، سرپرست دفتر سیاسی طالبان در قطر هم از مخالفان است.

    نکته جالب شاید در این باشد که اگرچه گزارش‌ها مبنی بر این بود که دفتر قطر با هماهنگی شورای کویته و ملا محمد عمر باز شده اما سخنگوی محاذ فدایی می‌گوید که رهبر سابق طالبان با این دفتر مخالف بوده است.

    در این چارچوب باید توجه داشت که با توجه به مشخص نبودن زمان مرگ ملا محمد عمر، نمی‌توان با صراحت درباره ایجاد این دفتر و یا اظهار نظرهای منسوب به رهبری سابق طالبان درباره آن، به طور قاطع سخن گفت.

    از سوی دیگر آنچه که این تحولات را پیچیده‌تر می‌کند اختلافات گزارش شده میان دفتر قطر و افرادی از گروه طالبان است که اخیرا مذاکراتی با دولت افغانستان در چین و سپس در پاکستان داشته‌اند.

    اگرچه به دنبال اعلام رهبری ملا اختر به عنوان رهبر تازه طالبان از سوی برخی از اعضای این گروه و انتشار نواری صوتی منسوب به وی که می‌گوید مذاکرات صلح "تبلیغات دشمنان" است و طالبان تا استقرار یک "نظام اسلامی" به "جهاد" در افغانستان ادامه پیدا خواهد کرد، به نظر می‌رسد که این ملا اختر و نمایندگان وی‌ بوده‌اند که با نمایندگان شورای عالی صلح افغانستان در موری پاکستان دیدار کرده‌اند.

    به نقل از مقامات شورای صلح افغانستان گزارش شده است که در دیدار آنها با نمایندگان طالبان در موری این افراد تمامی نمایندگان طالبان را می‌شناخته‌اند و همچنین در این مذاکرات نماینده‌ای از شبکه حقانی نیز حضور داشته‌ است.

    پرسشها

    اکنون و با توجه به این پیچیدگی‌ها از سویی نمی‌توان باصراحت تصویر روشنی از ادامه مذاکرات صلح بین طالبان و دولت افغانستان ترسیم کرد و از سوی دیگر تا تعیین تکلیف احتمالی این اختلافات نمی‌توان مشخص کرد که در صورت ادامه مذاکرات چه کسانی نماینده طالبان هستند؟

    همچنین این ابهامات این سوال را مطرح می‌کند که آیا ملا اختر منصور که ظاهرا نمایندگان وی در مذاکرات موری پاکستان شرکت داشته‌اند با مذاکرات موافق است یا اظهارات وی پس از انتخابش به عنوان رهبری مبنی بر "ادامه جهاد" تلاشی از سوی وی برای کنترل اوضاع و مخالفانش است؟

    در عین حال این سوال اساسی در اذهان نیز مطرح است که اعلام خبر مرگ ملا عمر در این شرایط از سوی چه فرد یا افرادی و با چه انگیزه‌هایی منتشر شده است؟

    چرا که نتیجه ملموس و آنی این خبر دستکم تعویق مذاکرات و گزارش‌هایی از اختلافات درونی در طالبان است که بالقوه نمی‌تواند مثبت تلقی شود آنهم در شرایطی که القاعده از قدرت سابق خود برخوردار نیست و طالبان پاکستان و بسیاری دیگر از گروه‌های ستیزه‌جوی محلی در وضعیتی بسیار تضعیف شده قرار گرفته‌اند و هرگونه اختلافی می‌تواند بر وضعیت داعش در منطقه تاثیرگذار باشد.

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 13 / 5 / 1394 ساعت 3:05 PM توسط : ممتاز | دسته : | 34 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    پاپ آپ استند نمایشگاهی | طراحی سایت در اصفهان | هانس گروهه | عینک واقعیت مجازی | دیاگ | هاست لینوکس ارزان | طراحی سایت | ثبت آگهی رایگان | فلزیاب , فلزیاب تصویری | کانال تلگرام | طراحی وبسایت | پکیج درمان دیابت | پیش بینی مسابقات فوتبال | آگهی رایگان لینک دار | گروه تلگرامی وکلا | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | گیت کنترل تردد | منزل مبله | دکل مهاری | طلایاب , طلایاب تصویری | دکتر نوروزیان | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
    X
    تبليغات